تبلیغات
آوای بی صدا - مطالب ابر خاص

گویی مرا شبت خوش،

خوش کِی به دست آتش؟

آتش بوَد فراقت

حقا و زان زیادت

عاشق به شب بمُردی

والله که جان نبردی

الا خیال خوبت

شب می‌کند عیادت...

مولانا


برچسب ها: مولوی، مولانا، شب، شعر، خاص،

تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1396 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

دلبرا

در هوس دیدن رویت

دل من تاب ندارد

نگهم خواب نداردقلمم

گوشه دفتر

غزل ناب ندارد

همه گویند به انگشت اشاره

مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیریی خود می گذرد

عشقها می میرند

رنگها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

كه چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده به جا می مانند...

"مهدی اخوان ثالث"


برچسب ها: اخوان ثالث، شعر نو، خاص،

تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1396 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

یكى بیاید و

نسلِ ما را تكان دهد ...

ما نسلِ دوست داشتن‌هاى

ته‌نشین شده‌ایم ...!!

#علی_قاضی_نظام


برچسب ها: علی_قاضی_نظام، دوست داشتن، متن، خاص،

تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1396 | 11:48 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

گدایان بهر ِ روزی

طفل خود را کور میخواهند

طبیبان جملگی

خلق را رنجور میخواهند

گمانم مرده شویان

راضـی‌ند بـر مُـردن مـردم

بنازم مطربان

کاین خلق را مسرور میخواهند

#شیخ_بهایی


برچسب ها: شیخ بهایی، شعر، خاص، مطربان، مسرور،

تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1396 | 11:45 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

چراغی دور، در ساحل شكفته

من و دریا، دو همراز نخفته !

همه شب، گفت دریا قصه با ماه

دریغا حرف من، حرف نگفته

#فریدون_مشیری


برچسب ها: فریدون مشیری، حرفه نگفته، متن ، شعر، خاص،

تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1396 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

به کجا چنین شتابان ؟

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زینجا

هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟

همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان؟

به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم

سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را

چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را…

#شفیعی_کدکنی


برچسب ها: شفیعی_کدکنی، به کجا چنین شتابان، شعر، خاص،

تاریخ : شنبه 13 آبان 1396 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

چه زیبا میشد این دنیا

اگر شاه و گدا کم بود

اگر بر زخم هر قلبی

همان اندازه مرهم بود

چه زیبا میشد این دنیا

اگر دستی بگیرد دست

اگر قدری محبت را

به ناف زندگانی بست

چه زیبا میشد این دنیا

کمی هم با وفا باشیم

نباشد روزگاری که

نمک بر زخم هم پاشیم

چه زیبا میشد این دنیا

نیاید اشک محرومی

زمین و آسمان لرزد

ز آه و درد مظلومی

چه زیبا میشد این دنیا

شود کینه ز دلها گم

اگر بشکستن پیمان

نگردد عادت مردم.


برچسب ها: شعر ، زیبا، خاص، ناشناس،

تاریخ : شنبه 13 آبان 1396 | 05:51 ب.ظ | نویسنده : Romenika | نظرات

آمارگیر وبلاگ

کد حباب و قلب