تبلیغات
آوای بی صدا - مطالب ابر رقص انگشتانم
بار دیگر انگشتانم برای نوشتن میرقصند 

رها شده از مرثیه دوران 
در هوای عاشقی 
دوباره زیر باران هوسها قدم میزنم
دستان گرمت 
من را تا انتهای کوچه اطمینان برد 
با کلمات دلنشینت 
رقصیدم و رقصیدم 
سرمست از باران و
غافل از طوفان 
ناگهان ابرهای تیره 
بر زندگیم سایبان مرگ زدند 
و من چه ناباورانه در خود فنا شدم 
و تو گذشتی از من 
و دستان گرمت 
آرامبخش قلب دیگری شد 

#دنیا_نورچهری

برچسب ها: دنیا نورچهری، عادت، رقص انگشتانم،

تاریخ : چهارشنبه 10 آبان 1396 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : Fateme :) | نظرات

آمارگیر وبلاگ

کد حباب و قلب